فرشته خونمون

عشق زندگیمون

یک سال گذشت

1395/2/8 10:28
نویسنده : آجی فاطمه
267 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه شما عزیزانم

از آخرین مطلبی که نوشتم یک سال گذشته (البته یک سال و هشت روز )

چه خبرا؟خوش میگذره؟

دلم براتون تنگ شده البته که اکثر شما دوستان قدیمی هم خیلی کم فرصت میکنید بیاین مطلب بذارین

من چند بار به مدیریت گفتم نرم افزارشو برای گوشیامون بذاره اما مدیریت گوش نکرد

شاید اگه گوش میکرد الان تعداد نویسندگانمون زیاد تر بود

خوب جونم براتون بگه.............فرناز خانوم امسال کلاس سوم را میخوانه چند روز دیگه تموم میشه

خانومشون که خیلی راضیه از فرناز ....خانومشون عاشقشه

دوست جدیدش اسمش پارمیداس ........خیلی باهم دوست شدن و عاشق هم شدن

دوشنبه براشون جشن تکلیف گرفتن و خواهرم از مدتها قبل منتظر این روز بود

چادرشون که اماده شده بود مثل پرنسس ها میپوشیدشو باهاش قر میداد کلی کیف میکرد

از 29 آبان 94 فرناز خانوم واجبش شده بود و از اون روز هم همه نمازهاشو خوانده هم حجابشو رعایت کرده و گفته روزه هامم میخوام همشو بگیرم

خیلی خوشحالم که بدون هیچ مشکلی و بد قلقی حجاب را پذیرفت و نماز هاشو خواند ....الان همش تذکر میده کی نمازشو نخوانده زود باشه قضا نشه .....عاشقشم

و اینکه منم امسال دوباره گیر افتادم .................... یه دوره چهار پنج ساله خودمونا گیر انداختیم چرا نمیدونم

رفتم دکترا بخوانم ......الان ترم دوم هستم خداراشکر

خدا حسابی هوامو داره خدایا دوست دارم

سرتونا درد اوردم

راستی یه پسر خاله بهمون اضافه شده به نام امیر علی متولد 2 اذر94 هستند

پسندها (4)
نظرات (5) ارسال نظر
مامان کیانا و صدرا
8 اردیبهشت 95 18:55
فرناز جونم جشن تکلیفت مبارک سلام فاطمه جونیخوبی عزیزم؟خیلی خوشحال شدم اومدی وب
آجی فاطمه
پاسخ
سلام بر مامان کیانا و صدرا عزیزم قربونت برم منم خوشحالم بعد چند وقت مطلب نوشتی دوست دارم گلم
مامان خدیجه
10 اردیبهشت 95 20:33
سلام عزیزمممممم. خوبی کجایی عزیز کم پیدایی. الهی بگردم فرناز با اون چادر سفید ش . انشالله چادر سفید عروسی.هم فرناز هم خودت مهسا متولد 7 آذر هست عزیزم 5 روز از پسر خاله شما کوچیکتره
آجی فاطمه
پاسخ
سلام عزیزم فدات بشم خدا نکنه عزیز دلم وای پس من به نیابت از پسر خالم میام خواستگاری مهسا خانوم انشاالله خیر سه تاشونا ببینی عزیزم
الهام
16 اردیبهشت 95 18:47
سلام فاطمه خانم و فرناز عزیزم خیلی خوشحال شدم که دکترا قبول شدید و مشغول انجام کارهای مفید هستید و همین طور برای فرناز جون که با پارمیدا دوستش روزهای خوبی رو در مدرسه میگذرونه، آرزوی موفقیت دارم ایشالا که همیشه جمع خانواده تون جمع باشه روزگار بر وفق مرادتون
آجی فاطمه
پاسخ
سلام الهام جونم گلم چه قدر دلم واستون تنگ شده بود ممنون که اومدین پیشمون منم بهترینهارا برایتان ارزومندم
همیلا مامان لونا و ماتینا
18 اردیبهشت 95 18:30
آجی مهربووون دوست داشتید به وب ما هم سربزنید و از آشپزی هامون لذت ببرید
آجی فاطمه
پاسخ
حتما عزیزم
سید محمد
17 مهر 95 11:58
جالب بود-به وبلاگ ما هم سری بزنید که برای شاد کردن بچه ها است